بایگانی دسته: گزارشات

گزارشی از همایش گفتمان دانشجویی «راه بابه ۲» – انجمن دانشجویی هدا

 

بسمه تعالی

گزارشی از  همایش گفتمان دانشجویی «راه بابه ۲»

به مناسبت فرا رسیدن نوزهمین سالگرد شهادت رهبرشهید مزاری(ره) و یاران فداکارش انجمن هم اندیشی دانشجویان افغانستان(هدا) در تاریخ ۲۲ حوت ۱۳۹۲ اقدام به برگزاری همایش یک روزه گفتمان دانشجویی «راه بابه ۲» با موضوع ” مزاری و مولفه های وحدت ملی ” در تالار همایش های هنرسرای خورشید نموده است .

وحدت ملی ارتباط تنگا تنگ به نظام دموکراسی دارد که مردم کشور ، میراث دار یک حاکمیت ملی بر مقیاس شایسته سالاری و تناسب نفوس اقوام تابع در کشور میباشند . تاریخ کشور ما خوب به حافظه دارد که مردمان ما هرگز دارای حکومت ملی نبوده است . چونکه حکومت ها همواره خواهان وحدت قدرتمندان و طبقات استثمارگر در این سرزمین بوده است. شهید مزاری بر این اعتقاد بود که تا زمانی که وحدت ملی در کشور به وجود نیایند و منافع ملی بر منافع شخصی و قومی فایق نشود، بحران و بی ثباتی افغانستان برطرف نخواهد شد. مؤلفه های وحدت ملی از دید ایشان بسیار روشن و صریح می باشند که بدون در نظر گرفتن این مؤلفه ها و رعایت نکردن این مقوله ها وحدت ملی بیش از پیش دچار خسران و زیان خواهد گردید.

کارشناسان و سخنران همایش به زیبایی به توضیح و تبیین وحدت ملی در افغانستان به ویژه از دیدگاه رهبر شهیدمزاری(ره) پرداختند.

حجت الاسلام دکتر حیات الله رسولی، حجت الاسلام دکتر محمد امین مبلغ، دکتر اسدالله امیری و دکتر محمد ظاهر فائز به عنوان کارشنان به بیان دیدگاه های خود در باره وحدت ملی در افغانستان پرداختند.

این همایش که با استقبال خوبی از سوی دانشجویان برخوردار شده بود و فرهنگیان و متنفذین مردمی مهاجر استان اصفهان، رئیس دفتر امورکل اتباع و مهاجرین خارجی استان اصفهان ، معاونت فرهنگی دانشگاه صنعتی اصفهان و اعضای ستاد مردمی شهید مزاری در اصفهان نیز حضور داشتند با قرائت قران کریم توسط قاری محترم آقای عبدالله سروری آغاز شد.

پخش سرود ملی جمهوری اسلامی افغانستان وجمهوری اسلامی ایران بخش بعدی مراسم  بود

مراسم به صورت رسمی با قرائت شعر زیبای

 لیلا مهاجر است که حرفی نمیزند/ آزرده خاطر است که حرفی نمیزند

توسط مجری همایش آقای علی رضایی  آغاز شد و ایشان ضمن خوش‌آمدگویی به میهمانان ارجمند و مدعوین گرامی، توضیحاتی در ارتباط با هدف از برگزاری همایش گفتمان دانشجویی «راه بابه۲» ارائه و برنامه‌های همایش را معرفی نمود. در ادامه محمدرضا صمدی دبیر انجمن صحبت هایی بدین مضمون ارائه نمود:

ابتدا فرا رسیدن نوزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید مزاری(ره) و یاران باوفایش را تسلیت عرض میکنم. درثانی خدای بزرگ را شاکرم که امروز میزبان شما فرهیخته گان گرامی، خواهران و برادران عزیز هستیم، امیدوارم که حضور شما باعث شادی روح رهبر شهید و یاران فداکارش باشد.

در ادامه آقای صمدی ضمن خیر مقدم به میهمانان و مدعوین نکاتی در رابطه با موضوع همایش ایراد نمود:

موضوع همایش امسال را «مزاری و مولفه های وحدت ملی» نامگذاری کردیم تا بدانیم:

  • ۱- مؤلفه‌های وحدت ملی از دیدگاه شهید مزاری چه میباشد.
  • ۲- جایگاه وحدت ملی در گذشته، حال و آینده افغانستان چگونه است.
  • ۳- آسیب‌ها و چالش‌های پیش روی وحدت ملی در افغانستان چه مواردی میباشد.
  • ۴- زمینه‌ها و راهکارهای شکل گیری وحدت ملی در افغانستان چه چیزهایی میباشد.

آقای صمدی در ادامه صحبت هایش به چند نمونه از مولفه های وحدت ملی از دیدگاه شهیدمزاری(ره) اشاره نمود:

  • ۱- ایجاد یک سیستم و حاکمیت که بتواند حقوق تمام ملیت های ساکن کشور را به نحوی عادلانه تأمین کند
  • ۲- تقسیمات اداری کشور باید بر مبنای نفوس باشد.
  • ۳- حکومت ها و حاکمیت ها را رأی مردم باید تعیین کند .
  • ۴- همه اقوام باید در افغانستان برادروار زندگی کنند و هر قوم به حقوق شان برسند و هر کس درباره ای سرنوشت خودش تصمیم بگیرد.

آقای صمدی در پایان صحبت هایش از همه افراد و نهادهایی که در برگزاری مراسم به انجمن دانشجویی هدا کمک نمود و بخصوص خیرینی که با دستهای خیر خود حامی مالی همایش بود تشکر و قدردانی ویژه نمود.

اجرای سرود توسط گروه سرود ناشنوایان(سنا) به سرپرستی خانم حسینی برنامه بعدی مراسم بود که به زیبایی اجرا شد.

قرآئت بیانیه ستاد بزرگداشت مردمی شهید مزاری(ره)، توسط جناب اقای احمدی قسمت بعدی مراسم بود.

آقای احمدی بعد از عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهید مزاری  به توصیف شخصیت این بزرگمرد تاریخ پرداختند و از شهید مزاری به عنوان فردی یاد کردند که در تلاش بود تا درد و رنج مردمش را به نمایش بگذارد ودر تاریخ سراسر ظلم افغانستان صدای عدالت اجتماعی، برابری و برادری را فریاد بزند. همانطور که شهید مزاری می گفت مردم باید با آگاهی خود در ساخت مملکتشان شرکت کنند و مشکلات افغانستان با حذف یکدیگر نه، بلکه با پذیرش یکدیگر حل خواهد شد.

اجرای تئاتر یک سیب سرخ برای دوست توسط گروه تئاتر انجمن هم اندیشی دانشجویان افغانستان به سرپرستی جناب آقای غلام رسول جعفری تهیه شده بود به صورت زنده در سن برنامه بعدی مراسم بود که با استقبال خوبی از سوی میهمانان روبرو شد.

موضوع تئاتر قصه گم شدن هویت بود.قصه از شکایت های لیلی به یحیی شروع میشد که  گلایه می کرد از تنهایی هایش… از غصه هایش…و یحیی هرچه تلاش می کرد لیلی را آرام سازد و کاری کند که رفتنش برای جنگ را به لیلی توجیه کند موفق نمیشد و بعد از سالها جنگ و گذشتن ایام و روزها فرزندان همان لیلی و یحیی در کیلومتر ها دورتر دنبال  هویت گمشده خود می گشتند.

پخش کلیپ از ارزگان تا افشار که توسط گروه سمعی- بصری انجمن تهیه شده بود در ادامه برنامه پخش شد که این قسمت از برنامه نیز از با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.

در قسمت بعدی مراسم نوبت به حجت الاسلام دکتر حیات الله رسولی اولین سخنران و کارشناس رسید که به بیان دیدگاه هایش بپردازد.

ایشان بعد از سلام و صلوات بر ارواح شهیدان بخصوص شهید مزاری، ابراز خرسندی بسیار نمودند که در جمع جوانان دانشجو و فرهنگیان حضور دارند و  تشکر ویژه نمود از انجمن دانشجویی هدا که بانی چنین همایشی بودند. ایشان صحبت های خود را با تحلیل عکس  شهید مزاری در حالتی که دست هایش بسته شده و به دوربین نگاه می کردند، ادامه دادند و گفتند که نگاه شهید مزاری به دوربین در واقع همان نگاهش به من و تو و نسل جوانی است که داریم این عکسها را می بینیم و از ما میپرسد که داری چه میکنی؟؟ جوانان عزیز هیچکس شهید مزاری را به اندازه ی خود شهید مزاری نمی تواند به ما معرفی کند. خواهش می کنم که شما نسل جوان حتما فیلم و سخنرانی های خودشان را گوش دهید. حالا که می بینم این شور و شوق شما نسل جوان را که برای شهید مزاری چه میکنیدمیگویم که نمیدانم شهید مزاری چکار کرده که در جان و تن نسل نسل ماتأثیر گزار می باشد.

دکتر رسولی دانشجویان را به کارهای علمی و آکادمیک در رابطه با اتفاقات تاریخی افغانستان و به ویژه شخصیت و آرمان و اهداف شهید مزاری سفارش نمود و پیشنهاد داد که دانشجویان حتی میتوانند موضوع مقالات و پایان نامه های خودشان در رابطه با واقعیات تاریخی معاصر و گذشته افغانستان و شهید مزاری انتخاب نمایند.

ایشان در ادامه به دانشجویان سفارش کرد که شما جوانان و دانشجویان به ضروریت های علمی بپردازید و از کارهای احساسی دوری کنید.  دکتر رسول دانشجویان را آینده سازان افغانستان قلمداد کردند و تأکید کردند که دقت کنید مزاری که بود و ایشان را بشناسید و آن طوری که هست توصیفشان کنید چرا که شهید مزاری هیچ نیاز به لقب ندارد و برایشان هیچ افتخار نیست. شهید مزاری بنیانگذار جنبش عدالتخواهی است و عدالت مهم ترین و اصلی ترین تفکر و اندیشه شهید مزاری است.

دکتر رسولی در پایان صحبت هایشان به تشکیل جنبش عدالت خواهی در زمان های بسیار قبل از شهید مزاری اشاره نمودند و گفتند که این دوره عدالت خواهی در زمان شهید مزاری به نهایت و غایت خود رسیده و شهید مزاری شهید عدالت قلمداد کردند و مهمترین مولفه وحدت ملی را از دیدگاه شهید مزاری، اجرای عدالت در تمام سطوح جامعه به ویژه عدالت اجتماعی دانستند و گفتند که اگر عدالت اجتماعی در جامعه اجرا نگردد وحدت ملی نیز شکل نخواهد گرفت.

بعد از سخنرانی حجت الاسلام دکتر رسولی گروه سرود سنا که متشکل از ناشنوایان و نابینایان مهاجر میباشد سرود دومشان را نیز به صورت زنده اجرا کردند.

دکتر اسدالله امیری( رایزن فرهنگی سابق افغانستان) سخنران و کارشناس بعدی مراسم بود که به ایراد سخن پرداختند.

دکتر امیری بعد از سلام و تشکر از برگزاری این صحبت هایشان را اینگونه شرع کردند که شهید مزاری چیکار کرد که اینگونه محبوب جامعه شده است؟

ایشان اینگونه سخنانشان را تشریح نمود که شهید مزاری رهایی بخش انسان از ظلمت مدام بود. در پاسخ نیاز است این مسئله باز شود که اصلا  افغانستان چه معضلی داشت و مشکل افغانستان چه بود؟ افغانستان یک مجموعه از درد و رنج و تلخی است و وقتی سراج التواریخ را ورق میزنیم در ورق ورقش صدای زجه های مردم و زنان و دختران بی گناه به گوش میرسد. امروز تحقیقات محققان نشان می دهد که ۳۰ درصد لغات ولهجه ای که شما استفاده می کنید اوستایی است و تمدن بلخ و… از شماست.

ایشان پس از اشاره به تاریخ پر افتخار تمدنی افغانستان و دوره انحطاط رسیدند به دوره شهید مزاری  که مردم که زیر باز مالیات های سنگین و بی مورد کمرشان خم شده بود و آنچنان زیر بار حقارت رفته بودند و هیچ ارزش انسانی برایشان کسی قائل نمی شدند. ایشان دلیل عقب ماندگی افغانستان در ۳۰۰ سال گذشته را ۴ مورد می دانستند، طبقه بندی انسان ها، نزاع های مختلف قومی، استبداد و انحصار.

آقای اسدالله امیری اقدامات شهید مزاری را در راستای عدالت خواهی ایشان عنوان کردند که این عدالت در سایه وحدت ملی شکل خواهد گرفت.

اجرای میزگرد علمی با موضوع  “مولفه های وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری” با حضور آقایان حجت الاسلام دکترمحمد امین مبلغ و دکترمحمدظاهر فایز برنامه بعدی مراسم بود.

 ابتدا موضوع میزگرد توسط اقای محمدهادی صمدی مجری محترم تشریح شد و کارشناسان به نوبه خود به ایراد سخن پرداختند.  آقای مبلغ تعریف هایی را از وحدت ملی ارائه نمودند از جمله اینکه وحدت ملی یعنی اشتراک همه افراد یک کشور نسبت به آمال و مقاصد مشترک به گونه ای که یک مجموعه واحد به حساب آید.

 وحدت ملی عبارتست از مردم یک کشور از اقوام و نژادها و قیافه های مختلف که همیشه با هم متحد باشند و بتوانند کشورشان را حفظ کنند.

دکتر مبلغ ادامه داد که تعریف دیگری که بنده در مقاله خود ذکر کرده ام اینگونه است که وحدت ملی یعنی شکوفایی خصلت و خوی همگرایی، هم پذیرایی، همیاری و هم گیری میان اعضا و افراد و شهروندان یک کشوربه اضافه داشتن هدف همسویی برای پیشرفت همه جانبه کشور و هم چنین اهتمام جمعی در دفاع از سرمایه ها و آرمان های ملی از گزند خطرات. هرگاه مردم ما به همیاری و همگرایی و هم پذیرایی مردم ما برسند یک گام به وحدت ملی نزدیک تر می شوند و نکته دیگر این که این همیاری و هم پذیرایی برای ارتقای سطح زندگی دیگران نیز باشد. ولی اگر هرکس به فکر خودش و قبیله اش و سرمایه اش باشد و آرمان های ملی را مورد حفاظت قرار ندهد اینجا به نظر من وحدت ملی تحقق پیدا نکرده است.

دکتر محمد ظاهر فائز نیز در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه تعریف وحدت ملی و اهمیت آن را شنیدیم شما وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری را چگونه می دانید؟ اینگونه پاسخ دادند:

انسان هایی که همیشه به تاریخ نگاه می کنند ولی استراتژی ودرسی برای خود از آن نمی گیرند یک عقب ماندگی است و باید با تفکر انتقادی به گذشته نگاه کنیم و دیدگاه های احساساتی هیچ به درد ما نمی خورد. شهید مزاری کسی بود که با دقت از تاریخ درس مدنیت گرفت و او را یک روشنفکر معاصر می سازد. او می گوید اگر عبدالرحمان۶۲ درصد هزاره ها را نابود می کندآنها در تاریخی دیگر بوده اند و ما در تاریخ و زمانی دیگر و باید درس و عبرت بگیریم که دیگر تکرار نشود.

ایشان هم چنین قدم اول برای ایجاد وحدت ملی از نظر شهید مزاری را هم پذیرایی اقوام و احساس مشترک و سرنوشت مشترک معرفی کرده و گفتند که اساس وحدت ملی در اندیشه شهید مزاری این عوامل هستند.

اهداء جوایز به منتخبین علمی، ورزشی، ادبی و هنری و همچنین تقدیر از آقایان امیری و حسینی ونیز مسابقه پیامکی و مسابقه کتابخوانی قسمت پایانی مراسم و اختتامیه همایش بود.

در این قسمت ابتدا از اسدالله امیری به پاس حمایت های بی دریغ شان از دانشجویان اصفهان درطول سه سال دوره کاری شان در سفارت افغانستان و هم چنین جناب اقای حسینی که نزدیک ۲ سال یار و خادم شهید مزاری و حزب وحدت اسلامی افغانستان بود و رنج ها و زحمات فراوانی متحمل شده بود از طرف انجمن هم اندیشی دانشجویان افغانستان و توسط محمدرضا صمدی دبیر انجمن و معصومه غلامی دبیر کمیته عدالت و توسعه انجمن تقدیر صورت گرفت.

به دونفر از کسانی که بهترین جمله را پیامک زده بودند و در مسابقه پیامکی شرکت کرده بودند نیز جوایزی اهدا شد.

اهدا جوایز به سه نفر از دانشجویانی که در مسابقه کتابخوانی با موضوع نگاه نو به تاریخ افغانستان که به همت کمیته فرهنگی انجمن برگزار شده بود، شرکت کرده بودند قسمت دیگر مراسم اختتامیه بود

تقدیر از برترین های علمی، ادبی، هنری و همچنین از چهار نفر از مخترعین جوان مهاجر استان اصفهان و گروه تئاتر و گروه سرود سنا که برنامه های زیبایی در مراسم اجرا نمودند پایان بخش مراسم اختتامیه بود.

توزیع تقویم شهید مزاری و نرم‌افزار مطالعات شهید مزاری از محصولات فرهنگی بود که توسط کمیته شهیدعدالت و توسعه انجمن دانشجویی هدا تهیه شده بود و در دسترس عموم به شکل رایگان قرار گرفت.

 

منبع: جمهوری سکوت

تهیه وتنظیم توسط کمیته عدالت و توسعه انجمن هدا

تجلیل از نوزدهمین سالیاد رهبر شهید بابه مزاری در شهر ونکور کانادا برگذار گردید

تجلیل از نوزد همین سال یاد رهبر شهید عبدالعلی مزاری (بابه ) در شهر ونکور کا نا دا بر گذار گردید .

گزارش:ضیا مهریار

نخست با طلاوت کلام الله  توسط برادر عزیز اقا مصطفی قراءت گردید ؛ و بعد مقاله توسط برادر عزیز محترم ابوذر احمدی خوانده شد .

 ایشان حوادث تاریخی قرن بستم تا دوران بابه مزاری و نقش بابه در تعیین سرنوشت هزاره ها ایشاره کردند.

در ادامه آن گروهی سرود توسط برادر عزیز آقا مختار حسن احمدی وهمکارانش  مجلس را معنویت داد.و پس از آن مقا له بسیار عالی و ارزشمند  توسط  بانو لیلا احمدی دکلمه کردید، وی اشاره به تعیین سرنوشت اقوام ، وحدت ملی  و عدالت اجتماعی از دید گاه بابه مزاری اشاره کرد.

سپس  پیام خانواده شهید ابوذر به تر تیب آقا فاضلی و توسط با نو محمودی  خوانده شد. و در اخر سخنران توانا جناب آقای نوروز علی حمیدی  با سخنان عا لما نه خود از دوران استعمار انگلیس و آغاز حکومت عبدالرحمن و اینکه چه ظلم های بالای مردم هزاره کرد؛ بعد ایشاره از دوران کمونیست ،جهاد و تا ظهور با به مزاری تحلیل خوبی کردند اینکه چطور بابه مزاری  را  مردم  رهبر انتخاب کردن ؟ تجزیه و تحلیل خوبی کرد.

منبع : جمهوری سکوت

گزارش برگزاری نوزدهمین سالگرد شهید مزاری در شهر غزنه

 

گزارش برگزاری نوزدهمین سالگرد شهید مزاری در شهر غزنه

گزارش: رضاالدین علیزاده

به مناسبت تجلیل از نوزدهمین سالگرد شهید مزاری و یاران باوفایش توسط دقتر شورای ولایتی حزب وحدت اسلامی، با همکاری مردم شهر غزنی، نوآباد، قلعه‌ای شهادت، خاک غریبان، حیدرآباد، قلعه امیر محمد خان، توحید آباد و شهرک مهاجرین با حضور پرشور زنان و مردان و اقشار مختلف مردم روز جمعه ۲۳/ ۱۲/ ۹۲ در مسجد محمد مصطفی(ص) شهر غزنی برگذار گردید. جلسه بانظم و باشکوه بود، مسجد مملو از جمعیت بود و به دلیل کمبود جاه هزاران نفر در بیرون مسجد روی پای خود ایستاده بودند، و سخنرانی را گوش می‌دادند، در طبقه فوقانی مسجد خانم‌ها حضور داشتند، مسجد قدیمی نیز مملو از جمعیت بود. مراسم با قرات قرآن کریم توسط قاری شکرالله حیدری آغاز شد، چند مقاله خوانده شد، گروه سرود حزب وحدت اسلامی افغانستان (دوشیزگان) سرود زیبای را اجرا کردند. که مورد تشویق حضار قرار گرفت. در ادامه موسی‌خان اکبرزاده والی غزنی درباره‌ی شخصیت شهید مزاری صحبت نموده و او شهید مزاری را شهید وحدت ملی خواند. و مردم را دعوت به وحدت و یک پارچگی نمود که از اهداف بلند شهید مزاری بوده است. سپس پیام آقای خلیلی توسط حبیبی مسوول دفتر شورای ولایتی حزب وحدت قرائت گردید، چند پیام دیگر از طرف نهاد‌های مدنی، دانشگاه غزنی و نهاد‌های مردمی قرایت گردید. در ختم جلسه استاد علیزاده‌ای مالستانی با عنوان «شهید مزاری و احیای هویت هزاره‌ها» سخنرانی کردند که خدمت خوانندگان تقدیم می‌گردد.

شهید مزاری و احیای هویت هزاره‌ها

بعد از حمد و ثنای خداوندی و عرض تسلیت سالگشت شهید مزاری و یاران فاوفایش.

تسخیر دلها

هرچند روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند، زمان‌ها سپری می‌شوند، عشق و علاقه، پیوند و محبت به شهید مزاری سترگ، پهنه و گستره پیدا می‌کند. در دلها چنگ می‌زند، قلب‌ها را تسخیر می‌کند و در اعماق جان‌ها ریشه می‌دواند. حتی آن‌های که با او رقیب بودند، بلکه با او جنگیدند، اینک مردانه و منصفانه، به خوبی و عظمت، لیاقت و صداقت او اعتراف می‌کنند، در سالگردش سخنرانی می‌کنند، در برابر عکس و تندیسش احترام می‌نمایند.

بی‌تردید، محبت یکی از موهبت‌های خداوندی است، حضرت امام زین العابدین(ع) در مسجد اموی شام گفت: «خداوند برای ما چند فضیلت داده، یکی آن‌ها این است که محبت ما در دل‌های مومنان جای دارد»

محبت و دوستی چیزی است که با پخش پول، خدمات اجتماعی، تبلیغ و تمجید به دست نمی‌آید؛ چون خداوند فرموده است: «لوَ اَنفَقتَ مَا فِی اَلارضِ جَمیِعاً مَا اَلفَّتَ بَینَ قُلوُبِهمِ وَ لَکِنَّ اللهَ اَلَّفَ بَینَ قُلوُبِهمِ» یعنی خداوند در دل‌های این مردم متخاصمی که تشنه به خون یک‌دیگرند، محبت و الفت ایجاد کرد، اگر همه‌ی سرمایه‌هاای روی زمین را می‌دادی در دل‌های این‌ها دوستی پدید نمی‌آمد، این خدا بود که این‌ها را باهم‌دیگر دوست کرد.

شهید مزاری نه پول داشت که برای مردم توزیع نماید، نه توانست برای مردم سرک بسازد، مکتب و شفاخانه آباد کند و نه خدمت دیگری، ولی عشق و محبت با خون مردم در آمیخته و باگوشت مردم معجون گشته است، هرچند علیه او توطیه کردند، دروغ‌ها وتهمت‌ها بستند، فتواهای شرعی صادر کردند، افشار را به صورت تلّی از مخروبه و اجساد کشتگان در آوردند، تا مردم را علیه او بشورانند و به او بد بین کنند، ولی دوستی در دلها بیشتر گستره پیدا کرد و در دل‌ها جای گرفت. این چنین جاذبه و کشش برای یک آدم عادی عجیب است.

کسانی که به سایت‌ها و انترنت دست‌رسی دارند، می‌دانند که، در ایام سالروز شهادت آن شهید سرافراز، در تمام قاره‌های اروپا، آمریکا و استرالیا، حتی در کمپ‌های مهاجرین و میان کشتی‌های یک‌بار مصرف، به مناسبت سالروز شهادت او مراسم تجلیل برگذار می‌کنند، جوان‌های پسر و دختر  که شهید مزاری را ندیده بودند، بیشتر از همه به سرحد عشق او را دوست دارند.

حضرت امیرمومنان(ع) می‌فرماید:«وَ اِنمَّاَ یسُتَدَلُّ عَلیَ الصَّالِحِینَ بِمَا یَجرِی اللهُ لَهُم عَلَی اَلسُنِ عِبَادِهِ» یعنی جز این نیست که با همان چیزی که خداوند بر زبان بندگان خود جاری می‌سازد، بر نیکی نیکوکاران دلیل آورده می‌شود. ابن ابی‌الحدید معتزلی دانشمند پرآوازه و کم نظیر جهان اسلام در تفسیر این جمله‌ی علی ‌بن‌ ابی‌طالب(ع) فرموده است:«اَلسِنَةُ النَّاسِ اَقلامُ الَحقِّ» زبان مردم قلم‌های پروردگارند، هم اینک می‌بینیم قلم‌های پروردگار به جریان افتاده همه از خوبی، صداقت و لیاقت شهید مزاری سخن می‌گویند. جناب فردوسی در ستایش سلطان محمود می‌گوید:

چو کودک لب از شیر مادر بشست

به گهواره محمود گوید نخست

هم اینک هر پسر بچه و دختر بچه‌ی هزاره‌ی که لب از شیر مادر می‌شوید، مزاری می‌گوید.

عوامل جلب محبت

محبت هرچند یک امر قلبی است، بدون عامل و علت شده نمی‌تواند، سرچشمه‌ی این محبت جوشان و سرشار چیست؟

مهم‌ترین عامل، عامل معنوی است، عوامل مادی، عوامل موقتی و زودگذرند. از جمله‌ی این عوامل، حق‌مداری شهید مزاری است، مزاری ادعایش حق بود، راهش حق بود؛ هر پدیده‌ی که به هر اندازه از حق بهره‌مند باشد، به همان اندازه از جاویدانگی و پایداری بهره‌مند خواهد بود.

شهید مزاری اگر هدفش خدا نمی‌بود، حق نمی‌بود، اگر هدف شخصی و نفسانی می‌داشت، این چنین در دل‌ها چنگ نمی‌انداخت و در اعماق جان مردم ریشه نمی‌دواند. خداوند می‌فرماید:«اَنَّ الَّذِینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُالصَّالِحَاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الَّرَحمَنُ وُدّاً» آنانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، خداوند رحمان به زودی دوستی او را در دل‌های مردم جای می‌دهد. به موجب این آیه‌ی مبارکه، شهید مزاری یک مومن راستین بود، کارهایش شایسته و مورد پسند الهی بود، خداوند دوستی او را در دل‌ها افگند.

شهید مزاری برای مردم کاری انجام می‌دهد که ارزش آن؛ با ماده و مادیات، سرک و شفاخانه و مکتب اصلا قابل مقایسه نیست. خدمت شهید مزاری، خدمت فکری است، وی در تفکر و باورهای مردم تغییر به وجود می‌آورد، برای مردمی که هویت و شخصیت خود را گم کرده بودند، شخصیت و هویت می‌دهد. خاصیت نوکر منشی و کرنش‌های ذلیلانه را به آزادی و آقامنشی تبدیل می‌کند. کسی که برای خود احساس هویت و شخصیت نکند، خود را به حیث برده و غلام احساس کند، که مالک جان و مال و مالک سرنوشت خود نیست، اگر همه‌ی سرمایه‌ی روی زمین را مالک باشد، از آن استفاده‌ی درست نمی‌تواند. شهید مزاری شخصیت و هویت مردم خود را زنده کرد.

خدمت پیامبرانه

خدمت شهید مزاری از نوعی آگاهی و بیداری، تحول و تغییر در شیوه‌ی تفکر و اندیشه است، همان کاری که پیامبران انجام دادند همانند کاربرد هوش و عقل را در مسیر صحیح آن قرار دادن، و استعدادهای از کار افتاده را به کار انداختن، افکار منجمد را شکوفا ساختن، شعورهای خفته را بیدار کردن، اوهام و خرافات و کژاندیشی‌های را که بر عقل و خرد سایه افگنده، به یک سو انداختن، روحیه‌ی ذلت‌پذیری را به عزت خواهی رساندن، و در قلوب و نفوس پنجه انداختن و در دل‌ها نفوذ کردن. این‌ها شیوه کاری پیامبرانند که دقیقا مزاری بزرگ چنین کردند.

وی یک مصلح است، برای او قوم و حزب و مذهب مطرح نبود، فرا قومی، فرا حزبی و فرا مذهبی فکر می‌کرد. امروز باب شده که هرکسی می‌خواهد روشنفکری خود را به اثبات برسانند، که خوب سیاست‌مدار است، عدالت اجتماعی، وحدت ملی، حکومت وسیع البنیان و امثال این عناوین را مطرح می‌کنند. در حالی که شهید مزاری اولین کسی است که این عناوین را مطرح می‌کند و روی آن می‌ایستد، برای آن خود را فدا می‌کند. آن شهید سرافراز عدالت اجتماعی را برای همه می‌خواهد، نه برای یک قوم.

عدالت اجتماعی آسان ترین راه حل معضل  افغانستان

شهید مزاری، نزدیک‌ترین و مستقیم‌‌ترین راه‌حلی را که انتخاب کرده بود، تحقق عدالت اجتماعی بود؛ عدالت اجتماعی بدین‌معنا که در جامعه باید هر قومی و هر قشری به حقوق خود برسند، تبعیض و تفاوت‌های بی‌مورد در کار نباشد، فرصت‌ها و امکانات به صورت مساوی بین همه‌ی اقوام تقسیم شود. چه؛ در صورتی که در یک کشور هر قومی به امتیازجویی‌های بی‌دلیل ممتاز باشد، نظام، یک نظام متزلزل است، هرچند در راس آن یک فقیه جامع الشرایط باشد. زیرا آمده است که «الَمُلکُ یَبقیَ مَعَ الکُفرِ وَ لاَیَبقیَ مَعَ الظُّلمِ» حکومت‌داری با کفر در صورتی که با عدالت باشد قابل دوام است ولی با ظلم قابل دوام نیست، هرچند در راس آن، فقیه جامع الشرایطی باشد.

حکما، عدالت اجتماعی را تعریف کرده‌اند، به «اِعطَاءُ کِّلِ ذِیحَقٍّ حَقَّهُ» هرگاه هر صاحب حقی به حق خود برسد، عدالت اجتماعی است. هر مملکتی مرکب است از اقوام و تیره‌های گوناگون، هرگاه هریک به تناسب شعاع و جودی خود به حق قانونی خود می‌رسد، عدالت اجتماعی برقرار شده ‌است. درین صورت داعی و دلیلی نمی‌ماند کسی با دیگری اختلاف و برخورد داشته باشد، چون همه به حق قانونی خود رسیده، وجدان‌ها راضی است.

عدالت اجتماعی برای همه‌ی مردم افغانستان

مزاری بزرگ، عدالت اجتماعی را برای همه‌ی مردم افغانستان می‌خواست، نه تنها برای مردم هزاره، چنانچه در مصاحبه‌اش با آژانس خبری ایتالیا گفت:«هدف ما تشکیل یک حکومت اسلامی، مردمی، فراگیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی در افغانستان است. ما می‌خواهیم ستم چندین قرنه بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعه‌ی به وجود آید که در آن از تبعیض، برتری‌جویی، تفاخر و فزون‌خواهی خبری نباشد، و کلیه‌ی مردم افغانستان از هر قوم و نژاد، با هر رنگ و زبانی، برادرانه و برابر زندگی کنند و حقوق حقه‌ی تمام ملیت‌های محروم را می‌خواهیم و ازان دفاع می‌کنیم.» ببنید این سخن چه قدر جامع و منطبق با عقل انسانی و عرف بین المللی و منطق اسلامی است.

و در سخن دیگرش گفت:«ما طرفدار برادری میان ملیت‌ها هستیم، ما برای ملت‌های افغانستان حقوق مساوی قایل هستیم که مطابق با شعاع وجودی‌شان سهم داشته باشند، حق‌خواهی برای یک ملت به معنای برادری است، ما دشمنی در افغانستان، بین ملت‌ها را فاجعه می‌دانیم» می‌بیند که خواسته‌هایش را چه قدر روشن، بی‌ابهام و شفاف بیان می‌کند.

«ما نه دشمن تاجیکیم و نه دشمن پشتون، طرفدار برادری و برابری ملیت‌ها در افغانستان هستیم».

«ما مردم افغانستانیم هیچ نژادی را نمی‌خواهیم نفی کنیم؛ باید همه‌ی اقوام ساکن در افغانستان، در این مملکت برادروار زندگی کنند و هرکس به حقوق‌شان برسند، و هرکس درباره سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند این حرف ماست.»

در مورد مشروعیت جنبش شمال که دولت وقت می‌خواست آن را حذف کند، به جرات گفت: «آنها دارای نیروی منظم هستند و در پیروزی مجاهدین در کابل نقش تعیین کننده‌ی داشتند، طبیعی است که باید جایگاه خاصی در افغانستان داشته باشند. و هم اکنون در هشت ولایت شمال (یک سوم افغانستان) نیرو دارند، اگر اینها نادیده گرفته شوند، واقعیت‌ها نادیده گرفته شده است.» و شما می‌بینید که همه‌ی خواسته‌های او و ادعاهای شهید مزاری از متن قرآن و شریعت برخواسته و مطابق عقل پذیرفته شده‌ی عرف بین المللی است.

حساسیت در قبال سرنوشت هزاره‌ها

اما اینکه در برابر سرنوشت هزاره‌ها بیشتر حساس است، گویی قوم خود را بیشتر از دیگران دوست می‌دارد؛ اولا اینکه هر که باشد قوم خود را دوست دارد، قوم دوستی گناه نیست، قوم پرستی گناه است، این دو مقوله از همدیگر جداست. تبعیض و انحصار گناه است. و ثانیا مردم هزاره در افغانستان سرنوشت ویژه‌ی دارند که دیگر اقوام آن را ندارند یا کمتر دارند. تاریخ هزاره تاریخ خون‌بار و رقت‌بار او است:

باری تو به تاریخ هزاره بنگر

وانگاه به شهید بی‌شماره بنگر

در هر قدمش کله مناره بنگر

از خون هزاره‌ها فواره بنگر

در خرمن ما سیل شراره بنگر

هدف اصلی عبد الرحمان، حذف فیزیکی هزاره

شهید مزاری که یک مورخ بود، تاریخ مردم خود را، سیاه‌روزی و بد‌روزی مردم خود را می‌خواند و رنج می‌برد. وی نقل می‌کند هدف اصلی امیر عبدالرحمان ‌خان، استیصال و حذف فیزیکی مردم هزاره بود؛ یعنی کاملا باید نابود شوند، ۶۲% در این هدف خود کامیاب گردید. اما در مورد بقیه، هدفش این بود که باید باحال خواری و بیچارگی زنده بمانند، مثل حیوانی که نتوانند خود را انسان احساس نمایند و بگویند ما جزو این مملکت هستیم، باید از حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی بهره‌مند شویم.

محو هویت هزارگی

همین بود که تا توانستند هویت هزاره را محو کردند، هرجا نشانه‌ی که نشان بر قدامت هزاره بود، محو و نابود کردند؛ مجسمه‌ی بزرگ بودا که یک اثر فرهنگی و هنریی عظیمی است که دنیای هنر در برابر آن به زانو در می‌آید، چون به شکل و قواره‌ی هزاره است، صورتش را تراشیدند. و هرچیزی که تثبیت کننده‌ی هویت هزارگی بود حذف کردند و یا تغییر دادند. نام هزارجات را از دفاتر دولتی حذف کردند، به جای آن نقاط مرکزی گذاشتند یعنی ما در افغانستان هزاره نداریم.«سه پای» را حذف کردند، به جای آن شهرستان را در دفاتر دولتی ثبت کردند؛ چون سه پای محل رویش ابراهیم خان گاو سواراست و تداعی کننده‌ی ابراهیم خان است. ترکمن، سرخ و پارسا، سه برادراند، ترکمن و پارسا هویت هزارگی دارند، و سرخ، هویت تاجیکی دارند؛ یعنی شرایط سخت و فشار موجب شد که آنان هویت تاجیکی به خود بگیرند. در کابل هرکسی به نام کربلایی، ملا یا سید معروف بود بدون پرس و جواب کشته می‌شدند. با این‌ها اگر هندو، یهود کافر گفته می‌شد  ناراحت نمی‌شدند، اگر ملا، کربلایی و سید گفته می‌شد، برای‌شان پیام مرگ بود. آن قدر از پسران و دختران هزاره فروخته شد که از قیمت آن برای حکومت مالیات می‌دادند.

قاضی حسین احمد پیش یکی از سران مجاهدین شیعه‌ی غیر هزاره (سید محمد علی جاوید) رفت و گفت شما هم شیعه هستید، حزب وحدت هم شیعه هستند، خوب است باهم متحد شوید، گفت این‌ها اولاد چنگیزند، اگر مجتهد شوند از این‌ها تقلید نمی‌کنیم. اینکه مساله‌ی چنگیز را مطرح می‌کنند دو جهت دارد؛ یکی آنکه هزاره از مردم بومی افغاستان نیستند، از سرزمین غیر روییده‌اند، مهاجراند. مهاجر چه حق دارد در تعیین سرنوشت کشور دخالت کند و بگوید ما حق سیاسی ـ اجتماعی داریم. دوم این‌ها اولاد چنگیز‌اند چنگیز یک آدم خون‌ریز بود.

شهید مزاری می‌گوید: هیچ تاریخی تایید نمی‌کند که هزاره از نسل چنگیز باشد.چنگیز در قرن هفتم سر بامیان حمله کرد، با مقاومت مردم بامیان برخورد و یک نواسه‌اش کشته شد. هزاره پیش از زمان چنگیز در این مملکت بوده‌اند. ثانیا اگر چنگیز جنایت‌کار بوده، مسوولیت آن به دوش ما است، از ما باید پرسیده شود، روی کدام قانون و کتاب؟

آنچنان سر مردم ما فشار آمد که هزاره‌های قندهار، جلال آباد، و ولایت‌های دیگری که در اقلیت زندگی می‌کردند، تغییر هویت داده و هویت تاجیکی، ازبکی و هویت‌های دیگری گرفتند، تا جان‌شان حفظ شود. در همین غزنی هزاره‌های دره‌ی خواجه‌عمری، هزاره بودن خود را قبول ندارند، می‌گویند ما قندهاری هستیم.

هزاره‌ها درآیینه‌ی آمار

محمود شاکر، مورخ لبنانی کتابی در تاریخ افغانستان نوشته که این حقیر آن را ترجمه کرده و دوبار به چاب رسیده است. وی تعداد هزاره‌های افغانستان را شصت هزار نوشته است. الپترس البستانی دانشمند مسیحی لبنانی، تعداد قزلباش‌های افغانستان را دوصد هزار نوشته، تعداد هزاره‌ها را ۵۵۰۰۰ نفر نوشته، محسن الامین، عالم شیعی لبنانی، در کتاب اعیان الشیعه، تعداد قزلباش‌ها را دوصد هزار نوشته و تعداد هزاره‌ها را ۶۰۰۰۰ نوشته است.

از این‌ها ما گلایه نداریم، این‌ها آمده‌اند از دولت افغانستان تعداد اقوام افغانستان را پرسیده، هر چه برای شان آمار داده، همان را نوشته‌اند. ولی یک مولف شیعی خود ما و شما از کشور افغانستان (سید حسن احمدی نژاد بلخابی) در کتابی که نوشته و اقوام ساکن در کابل را آمارگیری کرده است، نوشته در کابل چهارده قوم سکونت دارد: قزلباش، بیات، سادات، بلوچ، تاجیک و…، ولی در مورد هزاره قلمش کار نکرده، یعنی که در کابل هزاره وجود ندارد. این کتاب در همین چند سال پیش چاپ شده است.

تبعیض مستمر

تبعیض مذهبی نسبت به شیعیان، قانونی بود. تبعیض نژادی نسبت به قوم هزاره و بعضی اقوام دیگر نیز نهادینه شده بود. تبعیض در تقسیمات اداری تا هنوز همچون کوه پابرجا است، شهید مزاری می‌فرمود در یک گوشه‌ی کشور، ۱۶۰۰۰ نفوس یک ولایت برای شان داده شده، از امکانات و امتیازات یک ولایت بهره‌مند هستند، در بیشتر از نقاط کشور دوصد هزار جمعیت بلکه بیشتر، یک ولُسوالی است. تبعیض شاخ دارد یا دم؟، اگر این تبعیض نیست، پس چیست؟

اهانت و تحقیر

اهانت وتحقیر هزاره به صورت افسانه‌ها و داستان‌ها درآمد؛ می‌گقتند بینی‌ها را هزاره‌‌های قلفک چپات تقسیم کرده‌اند، اول یک بینی بلندی را برای خود انتخاب می‌کند و بالای آن می‌نشیند، وقتی از تقسیم بینی‌ها فارغ می‌شود، می‌بیند بینی را که برای خودش انتخاب کرده مثل خمیر پهن شده است، یعنی قوم هزاره چیزی را که برای‌شان انتخاب نمایند، نمی‌توانند آن را حفظ کنند. هزاره نیم روز پادشاهی کرد، سگ را در هوا نعل کرد. هزاره‌های پیش پای بین، هزارهاای نمک حرام.

نقل می‌کردند روز قیامت همه‌ی مردم از سیاه و سفید، سرخ و زرد، با زبان‌های مختلف، لهجه‌های مختلف در صحنه‌ی قیامت برای حساب‌دهی حضور پیدا می‌کنند. دیده می‌شود که هزاره‌ها هم در صحنه حضور پیدا کرده‌اند. خدا از آن بالاها نگاه می‌کند و سوال می‌کند: این‌ها کیستند، من که این‌ها را خلق نکرده‌ام؟ این‌ها این تتل کاری‌ها از جبرییل است!! (خنده‌ی حضار) جبرییل این‌ها را که خلق کردی به حسابشان هم رسیدگی کن من این‌ها را در بهشت خود نمی‌برم.

یک پدیده‌ی به نام کوچی، که کوچی نه، بلکه غده‌ی سرطانی است؛ برسر مردم ما مسلط کرده است. تا بیست سال پیش که دروازه‌های کشورهای خارجی به روی مردم ما باز نشده بود، منبع درآمد اقتصادی مردم ما زمین‌های زراعتی بود و همین کوه‌ها و چراگاه‌ها. مردم با رنج و خون‌جگر خوردن علف‌های کوه را درو می‌کردند، به اصطلاح خودشان قَوده می‌کردند. کوچی‌ها باکمال بی‌اعتنایی قَوده را می‌خوردند، خراب می‌کردند، وقتی به آن‌ها گفته می‌شد قَوده را چرا خراب کردی؟ باکمال بی‌اعتنایی می‌گفتند چون پشتوانه‌ی دولتی داشتند: لا توباز کَوده کُو، باز کَوده کُو، تو کَوده ره بلدی!! (خنده‌ی حضار) شهید مزاری در یکی از سخنرانی‌های خود فرموده که رخت و پارچه‌ی خود را بالای دروازه می‌گذاشتند، می‌گفتند که سال دیگر از همین جا پولش را می‌گیریم و می‌گرفتند.

در همین جاده‌های شهر غزنی ما و شما، اگر هزاره‌ی کراچی در دستش بود، صدا می‌زدند او کراچی. اگر گاو پیشش بود، صدا می‌زدند او گاو. اگر خر پیشش بود، صدا می‌زدند او خر. توهینی بالاتر از این هست؟

ترس و ارعاب، آزار و اذیت، توهین و تحقیر چنان در روحیه‌ی مردم هزاره اثر خود را گذاشت که یک حالت نفرت برای‌شان پیدا شد. این تلقینات در روح مردم نشست، باور کردند هزاره جنس بدی است، از این‌رو به کتمان هویت خود کوشیدند، هزاره بودن و هزاره گفتن برای شان عار شد.

بلکه این مساله رنگ مذهبی پیدا کرد، در سال ۷۶ من از بامیان به ایران رفتم، سر و کارم بیشتر با علما و طلاب بود، من درصحبت‌های خود هزاره هزاره می‌گفتم. بعضی از این علما می‌گفتند هزاره نگو که نژاد پرستی است، شیعه بگو. با آن‌ها حد اکثر درگیر بودم، گاهی که مجبور می‌شدم، می‌گفتم شما هیچ قرآن خوانده‌اید؟ در قرآن نیامده که «و َجَعَلنَاکمُ شُعوُباً وَّ قَباَئِلَ لِتَعاَرَفوُا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقَیکُم». خداوند می‌گوید من شمارا قوم قوم، قبیله قبیله درست کردم تا همدیگر را بشناسید، اگر هزاره گفتن نژاد پرستی است، باید تاجیک گفتن، سید گفتن، بیات گفتن و… نیز نژاد پرستی باشد، چرا در آن‌ها نژاد پرستی نیست؟ خداوند از زبان پیامبران خود نقل می‌کند می‌گفتند: یاقوم، یاقوم. حضرت موسی(ع) می‌گفت: یا بنی‌اسرائیل اذکرواالله، یا بنی‌اسرائیل اعبدوالله و… این بنی‌اسرائیل نام قوم نیست؟ هر مردمی حق دارند خود را منتسب به قومی نمایند، به سبب این انتساب شناخته شوند. ولی آنچه مذموم است، قوم پرستی است که مقوله‌ی دیگراست و ما فعلا در صدد آن نیستم.

در همین قم در یک مجلس فاتحه‌خوانی، یک عالم (لونگی سیاه) از بالای منبر با یک ژستی مخصوصی که گویا امام صادق است، ما جاهلان و غافلان را نصیحت می‌فرمود، راه دینداری را نشان می‌داد و می‌گفت: نگویید از کدام قومم، این شرک است، این کفر است!! البته منظورش این حقیر بود. که بدون اجازه‌ی امثال ایشان هزاره می‌گفتم و گناه می‌کردم.

شهید مزاری گفت: آن قدر هزاره بگویید تا هزاره بودن و هزاره گفتن ننگ نباشد. و نیز گفت: ما حقوق همه‌ی مردم افغانستان را طبق نفوس و به تناسب حضورشان در صحنه‌ی جهاد افغانستان می‌خواهیم و همه باید در تعیین سرنوشت سهیم باشند. و نیز فرمود: این مردم (هزاره) باید حق زیستن و حق تعیین سرنوشت‌شان را داشته باشند، روی این مساله می‌ایستم. وقتی شهید مزاری بگوید می‌ایستم، می‌ایستاد و ایستاد. و نیز فرمود: طرفدار جنگ نیستم ولی تعهد کرده‌ایم که از حقوق شما دفاع کنیم، تعهد کرده‌ایم که در رابطه با حقوق سیاسی و مذهبی شما وارد معامله نشوم. و نیز فرمود: آن‌ها از ما خدمت می‌خواهند جوالی‌گری می‌خواهند، اما نمی‌خواهند از ۲۹ وزارت‌خانه، یک وزارت خانه‌ی کلیدی برای ما بدهند و از شصت سفیر یک سفیر از ما بفرستند. هم اینک هزاره تازه احساس کرده که هزاره گفتن جرم نیست، افتخار است. تازه فهیده کسی که حق خود را بخواهد، به حق خود می‌رسد. از توجه شما تشکر.

 

منبع جمهوری سکوت

گزارش از نوزدهمین سالیاد شهادت جنبش عدالت خواهی افغانستان استاد عبدالعلی مزاری آنکارا – ترکیه

 

گزارش از نوزدهمین سالیاد شهادت جنبش عدالت خواهی افغانستان استاد عبدالعلی مزاری  آنکارا- ترکیه

گزارش: دکتر عباس حسینی

به پاس پاسداشت از نوزدهمین سالیاد شهادت رهبر جنبش عدالت خواهی افغانستان استاد عبدالعلی مزاری، نشست علمی تحت عنوان افغانستان ساختارهای کهنه و تعاملات نو از طرف انجمن محصلین هزاره با همکاری انجمن همبستگی، فرهنگی هزاره های ترکیه در شهر آنکارا،  پایتخت جمهوری ترکیه به تاریخ ۱۵ مارچ ۲۰۱۴ برگزار گردید.

مراسم با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط  قاری محترم سید علی جواد صمدی شروع گردید و با خوانش سرود ملی هر دو کشور ادامه یافت.

در افتتاحیه مراسم اینجینیر بصیر اکبری دبیر انجمن محصلین هزاره ضمن خوش آمد گویی به حضار از قوم محور بودن سیاست در افغانستان انتقاد نموده خواستار این شد تا سیاست بر محور حقوق شهروندی شکل گیرد. همچنان در افتتاحیه مراسم بیانیه خانواده شهید توسط تنها یادگار ایشان خانم زینب مزاری از طریق پیام ویدیی برای حضار به خوانش گرفته شد و بر تجدید میثاق با آرمان های رهبر شهید تاکید شد. همچنان خانم مزاری از سوءاستفاده های سیاسی از تصویر و نام ایشان در فضای مجازی و موضع گیری های به نام ایشان انتقاد نمودند.

در ادامه دبیر انجمن همبستگی، فرهنگی هزاره های ترکیه محترم اینجینیر دور محمد صالحی ضمن تاسف بار خواندن وفات معاون ریاست جمهوری، محترم مارشال محمد قسیم فهیم،  این ضایعه را به نمایندگان دولت جمهوری اسلامی افغانستان در ترکیه و همه ملت افغانستان تسلیت گفتند و در ادامه تاکید کردند که هدف ما این است که بستری فراهم کنیم که همه افغانستانی ها را گرد هم آورده و وحدت ایجاد نماییم و برای این مهم همه مسئول هستند.

سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در آنکارا محترم امان الله جیحون نیز در این برنامه اشتراک نموده و بیان نمودند ملتی که بر شهیدش و آرمان شهیدش ارج می گذارد ملتی است سرافراز و تاکید نمودند او یک مکتب بود و پیروانش صدای او را با صدای رساتر ادامه دادند. آرمان شهدای ما داشتن افغانستانی پیشرفته بوده که ملت در ساختار قدرت سهم داشته باشند همچنین به محصلین تاکید نمودند تا توجه ویژه به امر تحصیلی خویش داشته باشند.

 محترم استاد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان و محترم استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در پیام های جداگانه بر انتخاب اصلح و برگزاری انتخاباتی شفاف تاکید ورزیدند.

استاد حاج ناصر مظفری از یاوران رهبر شهید نیز طی بیانات خویش ضمن ستایش از رشادت های رهبر شهید از سیاست گذاری های نادرست بعد از شهادت رهبر شهید انتقاد کردند.

خانم عذرا حسینی طی مقاله ای از بسترهای نامناسب اجتماعی در زمینه حقوق زن یاد کردند و بیان نمودند که زنان افغانستان بیش از اینکه از طرف جریانی سیاسی به اسم طالبان تحت فشار باشند رگه های از تفکر طالبانی که در بسیاری از خانواده ها ریشه دوانده است رنج می برند و زنان را برای احقاق حقوقشان به تلاش و مجادله دعوت نمود و در ادامه نیمه اول برنامه  با دکلمه شعری توسط کمال سخی زاده به پایان رسید.

در نیمه دوم برنامه که بعد از یک وقفه کوتاه شروع شد گروه سرود الکین اجرای زیبایی داشتند و در ادامه پانل برنامه با اشتراک دکتر امین احمدی رئیس دانشکاه ابن سینا در کابل ، پروفسور دکتر نسلیهان دوراک عضو هیئت علمی دانشگاه اینونو و با ریاست پروفسور دکتر بیلگیهان گوک داغ عضو هیئت علمی دانشگاه کریککله برگزار گردید.

در نخست دکتر امین احمدی با اشاره به سنتی بودن ساختارهای اجتماعی در افغانستان بر چگونگی برقراری پیوند بین سنت و مدرنیته جهت سیانت از حقوق و آزادی های اجتماعی بیان نمودند که برای ایجاد آزادی های اجتماعی و ادامه آن استقرار و تداوم نظام دموکراتیک می تواند بستری برای تحول و تغییر در افغانستان باشد چون دموکراسی و دولت مبتنی بر قانون اساسی مربوط به جهان جدید است.

ایشان بیان نمودند نهادهایی  مانند مطبوعات آزاد و جریان آزاد اطلاعات و نهادهای مدنی، قوه قضاییه مستقل، قوه مقننه مستقل، برابری زن و مرد و … از شاخصه های یک نظام دموکراتیک است بنابراین ابتدا باید  یک نظام دموکراتیک در افغانستان استقرار پیدا کند و  دوما باید این نظام دموکراتیک تداوم پیدا نماید. استقرار و تداوم چنین نهادهایی باعث تحول نهادهای اجتماعی خواهد شد و نتیجا خود این نهاد ها ابزارهای مهم در دفاع از حقوق و آزادی های اجتماعی خواهند بود. فرایند دموکراسی علاوه بر دموکراسی سازی نیاز به نهادینه سازی نیز دارد. در افغانستان این مسئله گاها دچار یک انقطاع تاریخی شده بنابراین ما باید به طور مشخص به عواملی که مانع استقرار و تداوم این نهادها می شود بپردازیم.  به باور دکتر محمد امین احمدی دو عامل از استقرار و تداوم نهادهای یک نظام دموکراتیک در افغانستان جلوگیری می کند .

اول قومی بودن سیاست در افغانستان که باعث بی ثباتی شده است و دوم دولت ناکام و حکومت داری ضعیف.

در این زمینه راه حلی را که جناب دکتر احمدی پیشنهاد کردند تعالی نهادهای مبتنی بر قانون اساسی است. به باور دکتر احمدی در افغانستان به دلیل نبود دولت و ملت مدرن، نیازمند به سرمایه گذاری و استوار ساختن چنین نهادهایی هستیم. همچنین از دید دکتر احمدی اقتصاد بازار نهادی جدید و مدرن است که شرط توسعه و پیشرفت به شمار می رود. بی طرفی،سیاسی نبودن و حرفه ای بودن این نهادها سه ویژگی عمده و ضروری است و دولت مبتنی بر قانون اساسی بر اساس همین نهادها شکل می گیرد. شکل گیری و نهادینه سازی چنین نهادهایی دو خدمت اساسی انجام می دهد اول اینکه مرجعی ملی و فراگیر می شود و دوم اینکه بستری برای دفاع از حقوق و آزادی های اجتماعی فراهم می اورد . از دید دکتر احمدی تمرکز زدایی از حکومت مرکزی، جهت ایجاد تعادل مهم است و با تشکیل نظام پارلمانی ترس از حذف شدن از بین می رود.

در ادامه پروفسور دکتر نسلیهان دوراک ضمن اشاره به مطالعات خویش در حوزه هزاره پژوهی بر حضار و دانشجویان تاکید کرد در طول تاریخ ملیت ها با هم اختلاط داشته و خواهند داشت مهم حفظ ارزش های انسانی است که بتوانیم بوسیله آنها دوستانه در کنار یکدیگر زیست داشته باشیم.

در پایان پانل برنامه محصلین سوالات خویش را با اعضای پانل در میان گذاشته و مباحث بصورت پرسش و پاسخ دنبال شد.

در حاشیه این برنامه نمایشگاه  آثار فرهنگی -هنری افغانستان نیز برگزار گردید

انتخابات سالانه انجمن محصلین هزاره مقیم ترکیه نیز طبق روال هر سال در پایان برنامه انجام و تیم کاری برای یک سال آینده تعیین گردید.

منبع جمهوری سکوت

گزارش از نوزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید در شهر سیدنی

 

از نوزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید بابه مزاری (ره) منادی عدالت خواهی و حق طلبی، و یاران با وفایش در شهر سیدنی استرالیا تجلیل به عمل آمد.

شامگاه شنبه ٨ مارچ ٢٠١۴ مطابق با ١٧ حوت ١٣٩٢ عده ای کثیری از رهروان و عاشقان بابه مزاری بزرگ، در سیدنی محفلی باشکوهی را به مناسبت نوزدهمین سالگرد آن رهبر فرزانه و یارانش، برگزار نمودند تا میثاقی دوباره باشد با آرمانها و ارزش های ماندگار ایشان.

 

محفل را دانشگاهیان جوان آقای داود رضایی و خانم شگوفه طاهری  به عنوان مجریان برنامه،  با این شعر  آغاز نمودند:

ورق ها خورد دنیا و دو چشمت هم چنان زنده است

به رغم آب و باد، خاک و آتش، آسمان زنده است

 وبعد با ارایۀ مطالبی چند پیرامون شخصیت رهبر شهید و خوش آمد گویی به حاضرین، از قاری محترم آقای قادر علیزاده  دعوت نمودند تا در جایگاه قرار گیرند. مجلس با تلاوت آیاتی نورانی کلام الله مجید رسما آغاز گردید که با صدای دلنشین ایشان بر معنویت  محفل بیشتر افزود.

پس از تلاوت آیات عظیم الشان، خانم طاهری، ضمن تبریک گفتن روز جهانی زن از خواهریاسینا عظیمی دعوت به عمل آورد تا مقاله ای را که در زبان انگلیسی تهیه نموده بودند به خوانش بگیرد.   یاسینا عظیمی دانشجوی جوان وپر تلاش، در بخشی از مقاله اش آورده بود که: بابه مزاری تاریخ مظلومیت و محرومیت مردم هزاره را با تمام وجودش درک نموده بود، چرا که او از مردم و در میان مردمش بود؛ ایشان متذکر شد که رهبر شهید برای بدست آوردن حقوق اقلیت های مظلوم تا پای جان ایستادگی کرد.

                       

آقای داود رضای در این بخش از برنامه  از خواهر خردسال  فاطمة شفق در جایگاه  دعوت نمود وایشان دکلمه زیبایی را از یک شعری که در رابطه با شهید مزاری سروده شده است، برای حاضرین أجرا نمود:

            تا تو بودی بی کسی افسانه بود …. و

         با تو می شد تکیه بر خو رشید زد ….

دکلمۀ این دانشجوی خیلی جوان تحسین همگان را بر انگیخت

 در این قسمت از برنامه نویسنده و پژوهشگر  محترم علی عالمی کرمانی به جایگاه تشریف آوردند. ایشان سخنانش را پیرامون “مزاری، اسطوره ی نو” شروع نمودند. وی ضمن تشریح اسطوره و اینکه فطرت انسان طوری خلق شده است که دنبال اسطوره می گردد و اسطوره ها هم اشکال متفاوت پیدا میکنند گفت که مزاری بزرگ هم بصورت  یک اسطوره ظهور کرد وبه عنوان یک انسان  برخواسته از درون یک جامعۀ ستم کشیده ولی هدفمند و دارای آرمانهای انسانی متعهدانه تلاش نمود و توانست که حقارت اجتماعی، ستم، تنبلی و بی احساسی  در برابر سرنوشت جمعی را از میان هزاره دور ساخته و احساس مسؤولیت اجتماعی و جدیت در فعالیت های جمعی را جایگزین نماید.

 

بعد از عالمی کرمانی برادر عزیز ما جناب روح الله قاسمی قطعه شعری را را به پیشگاه بابه تقدیم کرد که خیلی زیاد مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

 

جناب آقای دلجو نویسنده و پژوهشگر توانای جامعه ما سخنران بعدی بود. ایشان در رابطه به میراث ماندگار بابه مزاری صحبت نمود. وی عدالت خواهی، هویت بخشی، برابری و برادری را میراث ماندگار رهبر شهید دانست. مشارکت سیاسی و مخالفت با انحصار گری را از دیگر میراث های ماندگار بابه مزاری بزرگ برشمرد.وی به طور بسیطی در رابطه با عناصر مهم آز آرمانهای مزاری بحث کرد و راه نجات آیندۀ جامعه مارا نیز متعهد بودن مردم ورهبران به آن عناصر اصولی دانست؛ ایشان تاکید نمود که ثباط سیاسی و اجتماعی کشور را فقط با همین اصول ارزشمندی انسانی که در اندیشۀ رهبر شهید شکل گرفت می توان ضمانت کرد.

پخش  سرودی بسیار زیبا در رثای بابه بخشی بعدی برنامه بود.

 آقایی داود رضای ضمن بیان خاطره رهبر شهید از زبان شهید جواد ضحاک از آقای عبدالله یاوری مسؤل أنجمن کاتب هزاره در سیدنی، را به جایگاه دعوت نمود. آقای یاوری نقش تاریخی بابه مزاری  در ایجاد رسالت اجتماعی را به تحلیل گرفت و متذکر شد که حضور فعال کنون هزاره ها در تمام عرصه های زندگی جمعی نتیجۀ تلاشها و برنامه های آن پیشوای شهید است ؛ ایشان همچنان بر اهمیت حضور مردم مقیم سیدنی در همه فعالیت های اجتماعی تأکید کرد و افزود که تجلیل از مزاری تجلیل از حضور عزت مندانۀ مردم ما در شرایط کنونی  میباشد، همچنان که که این تجلیل به مثابۀ ارج گذاشتن به یکی از آرمانهای بزرگ انسانی یعنی عدالت است؛ ایشان رهبر شهید را یک معیار سنجش برای ارزشها دانست و گفت که برای بقاء حضور فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خویش ما نیازمند حضور همیشگی مزاری در زندگی فردی و جمعی خود می باشیم، و تاکید کرد که  حیات کنونی ونسل آینده ما با تاریخ و فرهنگ گذشته ، ارتباط مستقیم دارد، و مزاری و اندیشه های ناب او میتواند به عنوان یک تکیه گاه تاریخی کمک کند تا جامعه نوپای هزاره در استرالیا یک پشتوانه تاریخی داشته باشد. ایشان بر فعالیت های فرهنگی و علمی بابه مزاری تأکید نمود و اعزام محصلین هزاره برای آدامه تحصیل در خارج، آنهم در شرایط دشوار کشور را از عمل کرد های معیاری بابه مزاری خواند.

 

محفل با خواندن قطعه شعری زیبا در سوگ بابه  توسط دانشجوی فعال دیگر، نازش مقصودی ادامه یافت. جناب آقایی حسین رضای مسؤل فیدراسیون هزاره های استرالیا سخنران بخش بعدی برنامه بود. ایشان با خطاب به روح پاک رهبر شهید گفت: رهبرا ما در سوگ تان ننشسته ایم بلکه میراث ماندگاری را که برای ما به إرث گزاشته اید را، به تجلیل گرفته ایم!.

  آقای رضایت ضمن تبریک گفتن روز جهانی زن، از حضور رو به رشد و پر رنگ زنان در ابعاد مختلف  اجتماعی در افغانستان ابراز اطمنان کرد و آنرا بخشی از خواسته های انسانی و آرمانی رهبر شهید دانست؛ وی با بیان اینکه نقش مردم و قهرمانان در ساختن تاریخ یکسانند و تاریخ نتیجه  تلاش و تعهد مشترک   هر دوی اینهاست، متذکر شد که قهرمان تاریخ مردم ما یعنی مزاری، در میان مردم قهرمانی غرب کابل، نقش حساس و تاریخی خویش را ماندگار ساخت، اگرچه که پیش از آن هم مردم غرب کابل بودند و این مردم  نیز تنها با رهبری پیشوای شهید  درطی سه سال مقاومت نقش تاریخی خویش را تثبیت نمودند و در تلاقی تعهد و تلاش مردم و رهبری فصلی جدید و جاودانه ای در تاریخ ما باز شد. سالها بود که با ما شدیدترین و خشین ترین برخوردها می شد و کنج زندان ها از ما پر بود، صدای خالق و اسماعیل بلخی شنیده نشد؛ در چنین زمانی او آمد و فریاد کرد و پرده ظلم و تا یکی را از پیش چشم مردم ما برداشت و فریاد زد که قرار نیست هزاره بودن همیشه جرم باشد. ما مردمی هستیم که برای تمامیت ارضی این سرزمین جانها داده ایم و ایثارگری ها کرده ایم و باید سر افرازانه زندگی کنیم. او با مردم خود صادقانه رفتار کرد و مردم هم او را شناخت و این مردم غرب کابل بود که او را رهبر خود برای همیشه برگزیدند و همه با او هم صدا شدند و برای برداشتن انحصارگری ها و دفاع از هویت هزاره و آرمان های او همراه شدند.  او بود که منافع مردم را تعریف کرد و به وضوح خواسته های مردمش را در همه ی عرصه ها از نظر سیاسی، مذهبی و اجتماعی خواستار شد. او منافع مردمش را در شعار های تو خالی فردا ها گره نزد. او به ما هویت و شخصیت داد و از آن زمان بود که ما توانستیم بگوییم بعنوان هزاره در هر گوشه کشور سهم عادلانه میخواهیم؛ ایشان از استاد شفق به عنوان هم سنگر رهبر شهید خواست که برای بقای میراث ماندگار رهبر شهید تلاش و همت جدی نمایند.

 درین قسمت از برنامه خواهر شکوفه ابراز داشت “ما بسیار خرسندیم که یار و یاور و همسنگر رهبر شهید استاد شفق در میان ما است و همگی پای صحبت های رهگشانۀ ایشان می نشینیم”  وبه عنوان  سخنران پایانی این محفل، از استاد خواست تا به جایگاه تشریف بیاورند.

ایشان با قرار گرفتن در چایگاه، سخنش را با ذکری آیاتی از کلام الهی آغاز نموده و فرمود که ما  درین شب و روزها درجریان چهار مناسبت قرار داریم:

  • ۱٫ میلاد حضرت زینب (س)
  • ۲٫ روز جهانی زن
  • ۳٫ فاجعه افشار
  • ۴٫ شهادت رهبر شهید (رح)

 

استاد شفق با ابراز احترام و ارج گزاری به همۀ این مناسبت ها اذعان نمود  که متاسفانه نگاه ما به مناسبت ها نگاه کلیشه ای است و برخورد ما به مناسبت ها هم هیچ تغیری در زندگی ما ایجاد نمیکند، مثلا عاشورا و زینب به صورت یک امری سنتی ذهن ما را به دست مال و گریه می کشاند و نیمه شعبان مساوی به شادی است، و به همین منوال با تمام مناسبت های مذهبی و ملی برخورد  کلیشه ای و نا آگاهانه می شود؛ وی گفت ” ولی من به مناسبت ها دیدگاه دیگری دارم و آن اینکه مناسبتها باید رابطه جدی با احساس و تفکرما برقرار نماید ” ؛ و اظهار خرسندی  نمود که مردم ما اسطوره های بجا و خوبی را انتخاب کرده اند و مناسبت های بسیار نیکی هم وجود دارد، اما  ما باید أصالت این مناسبت ها را بشناسیم و معرفت لازم را نسبت به آن اصالتهاا پیدا نماییم”. ایشان ضمن تبریک گفتن روز زن به همۀ حاظرین مخصوصا به مادران و خواهران، اظهار امید واری کرد که  روزی برسد که جهانیان با زن برخورد إنسانی داشته باشند، نه ابزاری.؛ ایشان از فاجعه أفشار بعنوان یک جنایت بشری یاد کرد و متذکر شد که عاملین این جنایت می باید اشتباهات خود را اعتراف می کردند تا چنین جنایاتی دوباره در افغانستان  اتفاق نیافتد. ایشان از جنایات عبدالرحمن به عنوان مثال یاد کرد که بی توجهی به آن و عدم اعتراف به اشتباه بودنش، تا هنوز فاجعه های همنوعش را تکرار می کند؛ عبدالرحمن با جنایتی که مرتکب شد  تاریخ افغانستان را در تاریکی فرو برد و از این تاریکی همۀ مردم افغانستان به شمول جامعۀ پشتون دچار بدبختی و بیچارگی گردید، هرچند که اکثرا هزاره ها قتل عام شدند.

در رابطه با سالیاد شهادت بابه مزاری گفت “مسله یاد شهید مزاری را به هیچ عنوان سوگواری نمی دانم.، همانگونه که عاشورا را سوگواری نمی دانم چرا که شهید  یعنی حاضر  در زمان و تاریخ، اما نه فقط یک حضور بی اثر، که حضور فیصله کننده و اثر گزار”.  و گفت: “ولی ما از حسین و شهید فقط سینه زنی ساخته ایم. شهید مزاری بسیار جدی تر از آن است که ما فکر می کنیم. مسله شهید مزاری مسله مرگ و زندگی است…  حالا دیگر سالگرد شهید مزاری در بین ما تبدیل به یک فرهنگ  شده است؛ . بیایید نگذاریم که این فرهنگ تبدیل به یک فرهنگ مرده شود بلکه باید بعنوان یک فرهنگ پر شور و شاداب جامعه ما را به سوی آینده روشن رهنمون سازد… مزاری رهبر شد و رهبر، کسیست که  در تاریکی های پیچیده،  مردم خود را راهنمایی می کند ورهبر مردم جدید می سازد، رهبر کسی است که مردم با او از نو متولد می شود و این تولد یک تولد فزیکی نیست بلکه مردم خود را با رهبر  از نو پیدا می کنند و توانای های خود را کشف می کنند، رهبر کسی است که مردم را متوجه نیازمندیها و هم متوجه توانای  های شان می کند”.

           

در بخشی دیگری از صحبت هایش اظهار تاسف نمود که ما وارثین خوبی برای آرمان های والای آن رهبر فرزانه نبودیم و از آرمان های انسانی او خوب پاسداری نکرده ایم، و گفت: “در گذشته نیز همین مردم ما در غرب کابل بودند ولی با مزاری ظهور کردند و چهره متفاوت بخود گرفتند و ملت شدند … مردم ما فهمیدند که ما برای حضور سرافرازنه در کنار سایر مردم افغانستان به یک هویت و یک پارچگی نیازمندیم و در غرب کابل و در کنار مزاری، هزاره خود را یافت و باور کرد و اینجا بود که هزاره دیگر إنکار نشد و برای همیشه انکار نخواهد شد …. و همه فهمیدند که در تمام  امور سیاسی،  مذهبی و اجتماعی باید هزاره مد نظر گرفته شود … مردم ما با افتخار در همه عرصه ها نیک نام و بلند آوازه شدند و به نیکی درخشیدند” . استاد شفق که در موج ابراز احساسات و تایید حاظرین سخن میراند متذکر شد که هر جا سخن از خوبی هاست نام مردما درخشان تر است، اگر سخن از دانش و علم است مردم ما پیش گامند، اگر حرف فرهنگ، هنر و ادب به میان می آید از درخشنگی فرزندان ما باید نام برد و اگر نام افغانستان در عرصۀ ورزش اعتبار پیدا میکند از فرزندان زحمت کش همین مردم باید یاد کرد؛  استاد در قسمت های پایانی سخنانش گفت: “ما یک رهبر داشتیم و او مزاری بود،  برای اینکه ما با او ملت شدیم و خود را شناختیم و هویت پیدا کردیم. رهبری سالم است که ما را در پیچ های خطر ناک تاریخی راهنمایی نموده و به ارزش های إنسانی باز می گرداند. بیایید مزاری و آرمانها و ارزش های او را زنده نگهداریم.  در بین ما همه چیز سر جایش است ولی یک چیز دارد نا بود می شود و از بین می رود و آن رهبری سالم و متعهد است. ما به عنوان یک مردم نباید به هیچ یک از رهبران سیاسی و مذهبی  أجازه دهیم که دور از چشم ما برای ما تصمیم بگیرند بلکه همه چیز باید شفاف و روشن در پیشگاه مردم عرضه شود. تا سلامت و تعهد رهبری پاینده بماند.”

مراسم با دعای خیر ایشان و صرف نذر پایان یافت.

گزارش از حسین رمضانی -  عضو کمیته فرهنگی انجمن کاتب هزاره

 منبع: جمهوری سکوت